کد خبر : 209807
تاریخ انتشار : شنبه 24 آبان 1404 - 17:57

یک متخصص علوم اعصاب فاش می‌کند: ایده‌آل‌های زیبایی چگونه مغز شما را بازسازی می‌کنند؟

یک متخصص علوم اعصاب فاش می‌کند: ایده‌آل‌های زیبایی چگونه مغز شما را بازسازی می‌کنند؟

استانداردهای زیبایی همیشه در حال تکامل بودن، اما در عصر شبکه‌های اجتماعی امروز، با سرعت برق و باد تغییر می‌کنن. از مینیمالیسم “دختر تمیز” (clean girl) گرفته تا زیبایی‌شناسی “تجملات آرام” (quiet luxury)، هر ایده‌آل جدیدی وعده‌ی کمالی رو می‌ده که کمتر کسی می‌تونه بهش برسه – و این باعث تشدید مقایسه و شک به

استانداردهای زیبایی همیشه در حال تکامل بودن، اما در عصر شبکه‌های اجتماعی امروز، با سرعت برق و باد تغییر می‌کنن. از مینیمالیسم “دختر تمیز” (clean girl) گرفته تا زیبایی‌شناسی “تجملات آرام” (quiet luxury)، هر ایده‌آل جدیدی وعده‌ی کمالی رو می‌ده که کمتر کسی می‌تونه بهش برسه – و این باعث تشدید مقایسه و شک به خود می‌شه.

فقط ترندهای شبکه‌های اجتماعی نیستن که این احساسات ناکافی بودن رو تقویت می‌کنن. مغز ما هم نقش داره.

علوم اعصاب به ما نشون می‌ده که مغز برای پاسخ دادن به زیبایی، سیم‌کشی شده. دیدن یک چهره‌ی جذاب، مدارهای پاداش و اجتماعی مغز رو فعال می‌کنه – و هورمون حس خوب دوپامین رو آزاد می‌کنه. این هورمون همچنین زمانی آزاد می‌شه که ما طبق یه استاندارد زیبایی خاص عمل می‌کنیم، که باعث می‌شه این موضوع از نظر بیولوژیکی لذت‌بخش باشه.

اما این سیم‌کشی ما رو آسیب‌پذیر هم می‌کنه. با گذشت زمان، مغز با این ایده‌آل‌ها سازگار می‌شه و با اون‌ها مثل حالت عادی جدید رفتار می‌کنه.

توانایی طبیعی مغز ما برای تغییر (انعطاف‌پذیری)، که قبلاً یک مزیت تکاملی بود، حالا توسط دنیای دیجیتالی مورد سوءاستفاده قرار می‌گیره که به طور مداوم نحوه‌ی دید ما به خودمون رو تغییر می‌ده.

با این حال، درک این علم، امیدبخشه. اگه ادراک ما قابل آموزش باشه، قابل بازآموزی هم هست – و این به ما اجازه می‌ده کنترل معنای زیبایی رو پس بگیریم.

خط مبنای زیبایی

اگرچه ما با تمایلاتی نسبت به ویژگی‌های متقارن یا زیبایی‌شناسانه به دنیا میایم – سرنخ‌هایی که مغز اون‌ها رو با سلامتی و تناسب ژنتیکی مرتبط می‌دونه – اما حس زیبایی ما بسیار انعطاف‌پذیره. علوم اعصاب نشون می‌ده که چیزی که ما جذاب می‌دونیم، با چیزهایی که بارها و بارها می‌بینیم و یاد می‌گیریم که براش ارزش قائل باشیم، شکل می‌گیره.

این سازگاری از سیستم‌های پاداش و یادگیری مغز میاد، به ویژه دو ناحیه که به عنوان هسته‌ی اکومبنس (nucleus accumbens) و قشر اوربیتوفرونتال (orbitofrontal cortex) شناخته می‌شن و به طور مداوم “الگوهای” خودشون رو برای آنچه که پاداش‌دهنده یا مطلوب محسوب می‌شه، به‌روز می‌کنن.

با گذشت زمان، قرار گرفتن مکرر در معرض ایده‌آل‌های زیبایی خاص – مثل پوست بدون منافذ یا اندام‌های “هروئین شیک” – می‌تونه درک ما از آنچه عادی یا جذاب هست رو تغییر بده. روانشناسان این رو “اثر قرار گرفتن صرف” (mere exposure effect) می‌نامند: هر چقدر بیشتر چیزی رو ببینیم، احتمال بیشتری هست که دوستش داشته باشیم.

مثلاً، توی یک مطالعه، مشخص شد که مردم بعد از دیدن چندین باره‌ی یک چهره، اون رو جذاب‌تر ارزیابی می‌کنن. فعالیت مغزی اون‌ها این سازگاری رو تأیید کرد. با تکرار، مناطقی که توی پاداش و تشخیص چهره دخیل هستن، فعال‌تر شدن – و سیگنال‌های الکتریکی مغز برای توجه و احساس قوی‌تر شدن.

به عبارت دیگه، مغز به معنای واقعی کلمه داشت یاد می‌گرفت که اون چهره‌ها رو بیشتر پاداش‌دهنده بدونه. این فرآیند کمک می‌کنه توضیح بدیم که چطور جامعه می‌تونه به این سرعت با استانداردهای جدید زیبایی سازگار بشه.

این انعطاف‌پذیری به این معنیه که “خط مبنای زیبایی” ما – معیار درونی جذابیت – می‌تونه به راحتی به سمت مسیرهای ناسالم تغییر کنه. وقتی فیدهای شبکه‌های اجتماعی ما پر از تصاویر ایده‌آل شده و ویرایش شده‌ست، سیستم‌های پاداش ما شروع به ترجیح دادن اون سرنخ‌ها می‌کنن.

یک مطالعه‌ی تصویربرداری عصبی نشون داد افرادی که در معرض چهره‌های تقویت شده‌ی دیجیتالی قرار گرفتن، متعاقباً پاسخ‌های پاداش ضعیف‌تری نسبت به چهره‌های واقعی نشون دادن – و کمتر از ظاهر خودشون راضی بودن. این تغییر توی سیستم ارزشیابی مغز به این معنیه که زیبایی کمتر به واقعیت و بیشتر به تکرار ربط پیدا می‌کنه.

شبکه‌های اجتماعی این اثر رو تقویت می‌کنن. الگوریتم‌ها چیزهایی رو به ما نشون می‌دن که توجه ما رو جلب می‌کنه و یک حلقه‌ی بازخورد از زیبایی همگن ایجاد می‌کنه.

این می‌تونه نارضایتی از بدن و اضطراب ظاهری رو افزایش بده، به ویژه توی دختران نوجوان. استفاده‌ی مکرر از فیلترهای زیبایی همچنین با نگرانی‌های فزاینده‌ی ظاهری و حس تحریف شده‌ای از واقعیت همراه بوده.

درونی کردن چنین ایده‌آل‌های زیبایی محدودکننده‌ای می‌تونه عواقب جدی برای سلامت روان داشته باشه – مثل نارضایتی از بدن، اضطراب، افسردگی و اختلالات خوردن. این نارضایتی می‌تونه به استرس مزمن، عزت نفس پایین یا انزوای اجتماعی منجر بشه.

مقایسه‌ی مکرر با تصاویر ایده‌آل شده ممکنه به شرایط بالینی مثل اختلال بدشکلی بدن و بی‌اشتهایی عصبی کمک کنه. فشارهای ظاهری همچنین می‌تونن رژیم‌های غذایی مزمن، استفاده از استروئید یا وسواس به آراستگی رو به همراه داشته باشن.

شاید مخرب‌ترین جنبه، تغییر از ظاهر به عنوان فقط بخشی از هویتمون به چیزی باشه که در نتیجه‌ی فشارهای شبکه‌های اجتماعی، به شدت با ارزش خودمون مرتبط شده. نظارت مداوم بر ظاهر با اضطراب و انگیزه‌ی فعالیت‌های روزانه به شدت مرتبط هست.

برای بسیاری، فشار برای مطابقت با ایده‌آل‌های غیرواقعی تبدیل به یک نبرد روزانه برای سلامت روان با هزینه‌ی اجتماعی قابل توجه می‌شه، که به انزوای اجتماعی و حتی تأثیر بر عملکرد تحصیلی و اعتماد به نفس حرفه‌ای منجر می‌شه.

ساخت انعطاف‌پذیری

درک علوم اعصاب پشت ادراک زیبایی می‌تونه قدرت‌بخش باشه. با شناخت اینکه مغز ما چطور به زیبایی پاسخ می‌ده و چطور می‌تونه توسط محیط ما شرطی بشه، می‌تونیم کنترل رو برای بهبود تصویر از خودمون به دست بگیریم.

نکته‌ی کلیدی اینه که مغز ما انعطاف‌پذیره. اگه قرار گرفتن مکرر در معرض تصاویر ایده‌آل شده می‌تونه ما رو به خواستن اون‌ها آموزش بده، تصاویر متنوع و واقعی می‌تونن همون مدارها رو در جهت‌های سالم‌تر بازآموزی کنن.

مدیریت فیدهای شبکه‌های اجتماعی برای شامل کردن انواع بدن‌ها، سنین و رنگ پوست، چیزی رو که مغز ما به عنوان زیبا می‌شناسه، گسترش می‌ده و به خنثی کردن ایده‌آل‌های محدودکننده‌ای که توسط الگوریتم‌ها تقویت می‌شن، کمک می‌کنه.

همچنین مهمه که تشخیص بدیم دیدن تصاویر فیلتر شده، مراکز پاداش غنی از دوپامین رو فعال می‌کنه. بنابراین اینطور نیست که این تصاویر اثبات زیبایی برتر باشن، بلکه فقط یک رفلکس عصبی رو تقویت می‌کنن.

ساخت انعطاف‌پذیری همچنین به معنی تغییر تمرکز پاداش ما هست. همان سیستم‌های مغزی که به ظاهر پاسخ می‌دن، برای دستاوردها، ارتباط، خلاقیت و مهربانی هم روشن می‌شن.

اقدامات ساده‌ای مثل آنفالو کردن حساب‌های سمی، استراحت دادن به خودمون از شبکه‌های اجتماعی و تمرین گفتگوی مثبت با خود، نشون داده شده که از رفاه محافظت می‌کنه و سیستم‌های پاداش ما رو مجدداً تنظیم می‌کنه.

فرهنگ مدرن، که توسط رسانه‌ها و پلتفرم‌های اجتماعی هدایت می‌شه، ثابت کرده که در دستکاری سیستم‌های عصبی ما برای سود و محبوبیت، ماهر هست. این نیروها با سوءاستفاده از واکنش‌پذیری مغز ما به پاداش و سرنخ‌های اجتماعی، ایده‌آل‌های زیبایی محدودکننده‌ای رو اعمال می‌کنن که می‌تونن عمیقاً توی روان ما نفوذ کنن.

علم واضح میگه: مغز ما به چیزی که بهش داده می‌شه، پاسخ می‌ده. با داشتن این دانش، می‌تونیم از این دستکاری آگاه بشیم و انتخاب کنیم که کنترل ادراک خودمون از زیبایی رو پس بگیریم.

 

لینک منبع

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 3 در انتظار بررسی : 2 انتشار یافته : ۱
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

پاسخ به Football predictions انصراف از پاسخ دادن

Football predictions جمعه , ۳۰ آبان ۱۴۰۴ - ۲۱:۰۷

خب، پس مغز ما اینقدر انعطاف‌پذیره که انگار برای سوئیچ کردن بین «زیبایی‌شناسی دیجیتال» و «روانشناسی خنده‌دار» آماده شده! ما واقعاً داریم یاد می‌گیریم که پوست بدون منافذ یک مفهوم علمی نیست، ولی خب، تکرار کار جواب می‌ده. پس شاید لازمه کمی «فید» رو با گربه‌های پشمالو یا شاهکارهای هنری مخلوط کنیم تا سیستم پاداشمون یه کم انگیزه پیدا کنه و از این «جایزه‌های» ظاهری خسته نشیم. فقط یادمون باشه که مغز ما انعطاف‌پذیره، پس شاید بتونیم این همه استرس برای ظاهر رو به استرس برای یادگیری چسباندن لپ‌تاپمون به شارژر بدیم!

خرید آنلاین موتور برق

کاتد بلانک

کویل آبگرم داکت اسپلیت

(BluRay)دانلود فيلم

انگشتر طلا کم اجرت

حرف تو: مرجع مقایسه برند و بررسی کسب کارها

قیمت هواساز هایژنیک

تولید سلفون OPP

مبل مینیمال

آموزش چسباندن زيرنويس

همه چیز درباره رپرتاژ

خرید رپورتاژ آگهی